“… تقیۀ مکتبیها در دوران امامت موسی‌بن جعفر(ع) به اوج خود رسیده بود و جز در زمان معاویه و پس از شهادت امام حسن(ع) و انتقال حکومت ظاهری به معاویه، مکتبیها چنین شرایط سختی را به خود ندیده بودند، شرایطی که می‌بایست در آن کمال تقیه رعایت می‌شد.

 

افراد مکتبی در زمان امام موسی‌بن جعفر(ع) نمی‌توانستند به صراحت نام امام را ببرند و برای مثال چنین می‌گفتند: «عبد صالح چنین گفته است.» عبد صالح از القاب امام موسی‌بن جعفر(ع) است، به همین سبب بیشتر روایاتی که از امام(ع) نقل می‌شود، با القابی همچون «عبد صالح»، «عالم» و نظایر آن همراه است.

افراد مکتبی هنگامی که سخنی از امام نقل می‌کردند، چنین می‌گفتند: «صابر گفته است»، «امین گفته است»، «زاهد گفته است» «ابو ابراهیم گفته است»، «رجل گفته است»، «راحل گفته است»، «ماضی گفته است». پس از شهادت امام موسی‌بن جعفر(ع) و التزام افراد مکتبی به تقیه، امام را «ماضی» یا «راحل» می‌نامیدند که این خود نشانگر طبیعت زندگی سیاسی و وحشت و اضطراب حاکم در زمان امام(ع) می‌باشد.”

 


[امامان شیعه(ع) و جنبشهای مکتبی، علامه محمدتقی مدرسی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ص۱۹۶]

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) ائمه (سلام‌الله علیهم) در سیاست دخالت می‌کرده‌اند

(+) اختلاف اختلاف اختلاف

(+) مردم کوفه چه کسانی بودند؟

(+) آیا تناقضی در جنبش‌های مکتبی به چشم می‌خورد؟

(+) “زندگی امام [کاظم سلام‌الله علیه] حیاتی سیاسی بود و این امکان برای افراد مکتبی وجود داشت که با شمشیر قیام کنند، ولی آنها اقدام نکردند و جنبش فاش شد”

(+) زید بن علی (۴): ماجرای قیام زید بن علی (سلام‌الله علیهما)

(+) “ائمّه(سلام‌الله‌علیهم) به دلیل شرایط نمی‌خواستند مستقیماً در قیامهای مسلّحانۀ امّت شرکت کنند؛ امّا…”

(+) امام زین‌العابدین(سلام‌الله علیه) و تربیتِ نیروهای مکتبی