“… مردم خراسان به سبب بیآبی و خشک شدن مزارع، از امام [رضا(ع)] درخواست کردند که نماز استسقا بخواند. امام نیز نماز استسقا را به جای آورد. و برای ایشان دعا کرد و به دنبال نماز و دعای امام، به اذن الهی باران باریدن گرفت.
در پی این عمل امام، یکی از نزدیکان مأمون به وی چنین گفت:
«یا امیرالمؤمنین! تو را به خدا، آیا میخواهی تاریخ خلفا را با انتقال این افتخار بزرگ [خلافت] از خاندان بنیعباس به خاندان علی دگرگون سازی؟ بدان که با این کار، خود و خاندانت را به دست خود به نابودی میکشانی. تو ساحر ِ ساحرزادهای را نزد خود آوردی که گمنام بود و تو او را مشهور همگان گرداندی. خواری بود که به او عزت بخشیدی و فراموششدهای بود که او را در خاطرهها زنده کردی و بیمقداری بود که به او ارزش بخشیدی. بارانی که در پی دعای او باریدن گرفت، دنیا را از شادی و سرور پر کرده است. هراس بسیار دارم که مبادا این مرد [امام رضا(ع)] خلافت را از خاندان بنیعباس به خاندان علی منتقل کند و ترس بسیار دارم که مبادا این شخص، با قدرت جادویی خود نعمت خلافت را از تو بگیرد و مملکت تو را غصب کند. آیا هیچ کس جنایتی را که تو به خود و سلطنت خود کردهای به خویش کرده است؟»
مأمون پاسخ داد:
«این مرد، مخفیانه مردم را به سوی خود دعوت میکرده است. پس خواستیم او را ولیعهد خود کنیم تا دعوت او برای ما باشد، او باید بداند که سلطنت و خلافت از آن ماست و فریبخوردگان او نیز باید بدانند که هیچ خرد و کلانی نخواهد توانست خلافت را به دست آورد. خلافت از آن ماست و او را هیچ حقی در آن نیست. ترسیدیم که اگر او را به حال خود رها کنیم چنان شکافی به دستگاه حکومتی ما وارد کند که دیگر نتوانیم آن را ترمیم کنیم و چنان صدمهای بر ما وارد سازد که تاب تحمل آن را نداشته باشیم. هم اکنون دربارۀ او چنان کردهایم که میبینی و خطایی را مرتکب شده ایم که خود شاهد آن هستی و با مطرح کردن او به هلاکتی کشانده شدیم که خود آن را احساس میکنی. پس نباید در کار او سستی کرد. ما باید اندک اندک از منزلت او بکاهیم و شخصیت او را در میان مردم به گونهای ترسیم کنیم که ظاهراً شایستگی خلافت از او سلب شود و سپس تدبیری اتخاذ کنیم که شر این آفت حکومت را از سر برداریم.»”

[«امامان شیعه(ع) و جنبشهای مکتبی، علامه محمدتقی مدرسی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، صص262-263» به نقل از: «بحارالانوار، ج49، ص144»]
از هماین کتاب:
(+) ائمه(سلامالله علیهم) مقدسهایی نبودند که گوشۀ عزلت برگزینند و برکنار از جنبشهای سیاسی باشند
(+) امام صادق(سلامالله علیه) پنج نفر را جانشین معرفی کرد
(+) تقیه در زمان امام کاظم(سلامالله علیه)
(+) ائمه (سلامالله علیهم) در سیاست دخالت میکردهاند
(+) اختلاف اختلاف اختلاف
(+) مردم کوفه چه کسانی بودند؟
(+) آیا تناقضی در جنبشهای مکتبی به چشم میخورد؟
(+) “زندگی امام [کاظم سلامالله علیه] حیاتی سیاسی بود و این امکان برای افراد مکتبی وجود داشت که با شمشیر قیام کنند، ولی آنها اقدام نکردند و جنبش فاش شد”
(+) زید بن علی (۴): ماجرای قیام زید بن علی (سلامالله علیهما)
(+) “ائمّه(سلاماللهعلیهم) به دلیل شرایط نمیخواستند مستقیماً در قیامهای مسلّحانۀ امّت شرکت کنند؛ امّا…”
(+) امام زینالعابدین(سلامالله علیه) و تربیتِ نیروهای مکتبی




































