مسعود بهنود:

 

“چهارشنبه ۲۵ بهمن [۱۳۵۷]؛ … در همان زمانی که مهندس بازرگان وزیران خود را به خبرنگاران معرفی می‌کرد یک گروه از افراد مسلح به سفارت امریکا در تهران حمله بردند.

دو ساعت تیراندازی مدام ادامه داشت. تفنگداران دریائی امریکا، سنگر گرفته در داخل سفارت با شلیک گازهای اشک‌آور مانع از ورود مردم به داخل محوطه می‌شدند. چند تنی که خود را از نرده‌ها بالا کشیده به داخل انداخته بودند، از درهای دیگر رانده می‌شدند.

در همان زمان سولیوان سفیر امریکا می‌کوشید تا از اعضای دولت موقت کسانی را پای تلفن بکشد که سرانجام موفق شد. دقایقی بعد از گفت و گوی او با امیرانتظام، سولیوان از اتاق خود به‌در آمد و به تفنگداران دریائی دستور داد تیراندازی نکنند. در این زمان چریکها وارد ساختمان سفارت شده بودند و از همه می‌خواستند که دستهایشان را روی سر بگذارند. همۀ افراد در سفارت تسلیم شدند. اما دقایقی بعد دکتر یزدی از سوی دولت وارد صحنه شد. او مدتی طول کشید تا چریکهای مسلح را قانع کند که باید سفارت را ترک کنند. امنیت سفارت به یک گروه به‌سرکردگی ماشاءالله نامی سپرده شد که به «ماشاءالله قصاب» معروف بود.”

 

[۲۷۵ روز ِ بازرگان، مسعود بهنود، نشر علم، صص ۳۷۰-۳۷۱]

 

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

(+) توده‌ای‌ها می‌خواستند به سفارت امریکا حمله کنند

بحران(۱): این بار هم مثل آن بار است!

(+) ۹۲/۶/۱۲

 

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) حکایتِ مثلثی که مثلث نبود

(+) آیت‌الله شریعتمداری به شاه اطمینانِ خاطر می‌داد که: هر وقت لازم شد علیه خمینی حرف خواهم زد

(+) با این سید مشکل خواهید داشت

(+) گزارشی از فعالیت‌های بختیار علیه جمهوری اسلامی ایران

(+) ازجمله دست‌ و پا زدن‌های ساواک پس از فرار محمدرضاشاه

(+) تظاهراتِ طرف‌دارانِ پهلوی با تصاویری از امام علی و مصدق

(+) شاه گفت تو را انتخاب کرده‌ام برای این‌که خر خوبی هستی!

(+) روزگاری محمدرضاشاه ایران را پناه‌گاهِ شاه‌های سرنگون‌شده کرده بود