مطرح می‌شود که در پایان چنگ چندین نامه خدمت حضرت امام(ره) رسیده که در پایان بخشیدن به جنگ مؤثر بوده است. اگر ممکن است در این مورد کمی توضیح دهید؟ همچنین گفتید بعد از کربلای 5 به این نتیجه رشیدید که عملیات در جنوب جواب نمی‌دهد و ظاهراً مضمون یکی از نامه‌ها همین بوده است. پس چه اتفاقی می‌افتد که بعد از قطعنامه دوباره می‌خواستیم تا بصره برویم؟

 

 

محسن رضایی: چندین نامه خدمت حضرت امام(ره) نوشته شد. یک نامه توسط آقای سیدمحمد خاتمی که وزیر ارشاد بودند و به وضعیت بسیج نیروها اشاره داشت. یک نامه هم توسط سازمان برنامه و بودجه به امضاء آقای روغنی زنجانی نوشته شد و در آن وضعیت اقتصادی کشور را مطرح کرده بودند و یک نامه هم توسط بنده به آقای هاشمی رفسنجانی نوشته شد که در مورد وضعیت عملیاتی و میزان امکانات و تجهیزاتی بود که برای پایان جنگ می‌خواهیم.

در این نامه، برنامۀ بلند مدت پنج‌ساله‌ای را طراحی کرده بودیم که در هر سالی چه اتفاقای باید رخ دهد تا در نهایت در جنگ پیروز شویم. البته من در پایان این نامه نوشته بودم که اگر این امکانات نیز به دست ما نرسد، ما می‌توانیم بجنگیم و موفق نیز خواهیم شد اما با تأخیر و پرداخت هزینه‌های بیشتر. چون ما به وضعیتی رسیده بودیم که اگر می‌خواستیم جنگ سریع حل شود، باید همۀ کشور بسیج می‌شد و گر نه یک جنگ فرسیشی طولانی مدت را می‌بایست در پیش می‌گرفتیم.

 

اما اینکه بعد از پذیرش قطعنامه گفتیم می‌توانیم بصره را آزاد کنیم، دلیلی اصلی آن این است که:

الف) همۀ خطوط مرزی و استحکامات در اثر رفت و آمد به هم ریخته بود و حداقل عراق دو سه سال وقت نیاز داشت تا این استحکامات را دوباره درست کند.

ب) نیرو نیز به اندازۀ کافی برای عملیات آماده بود و جبهه از رزمندگان پر شده بود؛ یعنی بعد از پیام امام موج عظیمی از مردم به جبهه آمدند که بی‌سابقه بود.

ج) همۀ یگان‌های سپاه آماده و آزاد بودند و ما در هیچ جای دیگر مشغول پدافند نبودیم و می‌توانستیم همه را در منطقۀ مقابل بصره متمرکز کنیم و آن را آزاد سازیم.

د) در این مدت چندین تاکتیک نیز به دست آورده بودیم که می‌توانستیم از آن‌ها استفاده کنیم؛ مثل عبور از پنج ضلعی، کانال زوجی و استحکامات شرق بصره.

بنابراین آمادگی عملیات وجود داشت اما حضرت امام(ره) فرمودند که ما زیر قولمان نمی‌زنیم.”

 


 

[جنگ به روایت فرمانده: درس‌گفتارهای جنگ، دکتر محسن رضایی میرقائد، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، صص231-232]

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) پس از شکست در این دو حمله بود که صدام قطعنامۀ ۵۹۸ را پذیرفت

(+) مساحتی که اشغال شد، مساحتی که اشغال ماند

(+) انتقادهای محسن رضایی به مسؤولین ِ سیاسی ِ جنگ

(+) هزینه‌های ارزی جنگ تحمیلی

(+) عنایت خداوند در عملیات مرصاد

(+) محسن رضایی: قطعنامۀ ۵۹۸ در اثر مذاکرات دیپلماتیک بدست نیامد بلکه ما به زور سلاح در عملیات کربلای ۴ و ۵ آن را از شورای امنیت گرفتیم

عملیات کربلای۴؛ (۲) و (۱)

ماجرای مک‌فارلین (۲) و (۱)

(+) برخی اختلافات سپاه و ارتش

(+) جنگ جنگ تا؟

(+) قریب به ۲۵۲ بار از سلاح شیمیایی علیه رزمندگان و مردم غیر نظامی استفاده کرد

(+) دورانِ عدم‌الفتح

(+) فرمان‌ده‌های سپاه

(+) پیش‌روی در خاک عراق، جزو اهداف عملیات بیت‌المقدس بود

مسألۀ پایان جنگ(۲): نظریۀ ۶+۲

(+) اولین عملیات‌های ایران به ره‌بری بنی‌صدر

(+) ما همۀ سرزمین‌هایی را که ایران با زور تصرف کرده بود، دوباره پس گرفتیم!

مسألۀ پایان جنگ(۱): این طور نیست که پایان جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر مطرح شده باشد

جمهوری اسلامی و حزب دموکرات کردستان (۲) و (۱)

(+) بی‌کفایتی دولتِ موقت دربارۀ قراردادهای تسلیحاتی ایران

(+) تجاوزهای ثبت‌شدۀ عراق، پیش از جنگ تحمیلی

(+) ستاد جنگ‌های نامنظم

(+) بسیج ِ بنی‌صدر!

(+) توده‌ای‌ها می‌خواستند به سفارت امریکا حمله کنند

(+) پیش‌روی با استفاده از قاچاق‌چی‌های عرب

(+) پیش‌روی با استفاده از مُقَنی‌های یزدی

کودتای شبکۀ نقاب (۲) و (۱)

 

 

موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: شنبه، 3 می ، 2014

 
 
 
 
 
 

 

لطفاً برای ارسال پیام غیر مرتبط با این یادداشت از صفحۀ تماس با من استفاده کنید.

 
 

 
 
 

24 نوامبر 22

تجربه‌ی سینما رفتن با دخترکم برای من تجربه‌ی تازه و نویی‌یه. پیش‌تر وسط‌های هفته و توی خلوتی رفته بودیم سینما. این‌بار که وارد لابیِ سینما شدیمو جمعیت رو دیدم، با خودم فکر کردم ضدحال می‌شه و با این‌همه خانواده و بچه، لابد نمی‌شه درست فیلم دید؛ اما تجربه‌ی معرکه‌ای بود.

 

در شرایطِ پمپاژِ یأس و نفرت، جنگِ بی‌امانِ خصم، و عمل‌کردِ انتقادبرانگیزِ مدیرانِ کشور، من حالا با دخترکم در یه سالن سینما به فیلم‌دیدن نشستیمو هر چند دقیقه صدای خنده‌ی معصومانه‌ی قریب به صد کودک فضا رو پر می‌کنه.

 

در تاریک‌روشنِ سینما هر از گاهی به چهره‌ی دخترکم سیر نگاه می‌کنم که محوِ فیلمه و از سِحرِ سینما مسحور.

 

تجربه‌ی فیلم‌دیدن با بچه‌ها تجربه‌ی ناب و روح‌بخشی‌یه. اصن هم‌نشینی و هم‌بازی شدن با کودکان، نشاط‌آور و حیات‌بخشه.

 

اخیراً با دوستی که هر دو سخت درگیرِ کاریم و با مدیریت‌های بی‌عمل و بدعمل، چالشی مستمر و فرسوده‌کننده داریم، صحبت می‌کردم؛ که ای رفیق! بیش‌تر با بچه‌ت وقت بگذرون و بذار فطرتِ زلال‌شون این سرخورده‌گی‌های ناشی از سر و کله زدن با بی‌شعوریِ مسؤولین رو بشوره ببره…

 
 

مهدی پیچک؛ پیچک سر به هوا's bookshelf: read

جهان هولوگرافیک
did not like it
https://www.instagram.com/p/BjqO7apnIl-/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1b24p51z3g6jq
tagged: never
کابوس تهمت و جنایت
اگر به هر دلیلی خواستید کتابی از #چخوف بخوانید" بیخیال کتاب کابوس، تهمت و جنایت بشوید. برای درک داستان های این کتاب، آشنایی با سبک زندگی، فرهنگ و روابط کلیسای ارتدکس و اسقف ها در زمان روسیه ی تزاری واجب است." https://www.instagram.co...
tagged: never
خاطرات سفیر
liked it
کتاب «خاطرات سفیر» نوشتهٔ خانم نیلوفر شادمهری رو که خوندم، غرق در خاطرات جوونی‌ها‌م شدم. قریب به اتفاق مطالب‌شو توی هم‌اون وبلاگ‌شون خونده بودم. از پایان‌ش خوش‌م نیومد. زیادی غلیظ بود. نگارشِ متن‌شم گه‌گاه توی ذوق می‌زد. مدتی نیست که ق...
پستچی
it was ok
زرد. آبکی؛ ولی طعم‌دار.
قصه ها و تصاویر
really liked it
این ازجمله کادوهایی بود که برای تولد خواهرزاده‌م خریدم. http://www.30book.ir/Book/56900/مجموعه-قصه-های-سوته-یف-16جلدی%20نخستین نسخه‌ای که خریدم چاپ نشر نخستین بود. ساده و بامزه بود. مفاهیمی چون صبر، کمک، ایثار و فداکاری، هم‌کاری، قناعت و...

goodreads.com