محسن رضایی:

 

“… اولین دلیلی که برای ورود به عراق وجود داشت، این بود که ایران در جنوب به مرز رسیده بود اما در خیلی از مناطق دیگر به مرز نرسیده بود و ۲۵۰۰ کیلومتر مربع از سرزمین‌های ما هنوز در اختیار دشمن بود.(۱)

خیلی‌ها آزادی خرمشهر را به معنای این تصور کردند که ما بعد از آزادی خرمشهر در همه‌جا به مرز رسیدیم، در حالی که هزاران کیلومتر مربع و بعضی از شهرهای ما مثل نفت شهر -که یک نقطۀ نفتی مهم بود- در اختیار دشمن بود و آزاد نشده بود. ما باید می‌جنگیدیم، باید ادامه می‌دادیم تا بتوانیم سرزمین‌های اشغالی را آزاد کنیم.

 

 

از طرفی نیز رسیدن به مرز در خرمشهر، به معنای موازنۀ دفاعی بین ما و عراق نبود. دلیل آن هم سیاست‌های استعماری بعد از جنگ جهانی اول و دوم بود که مرز را در خوزستان به نحوی تعیین کرده بودند که همیشه عراقی‌ها فاصله‌شان با خرمشهر ۵۰۰ متر است، اما فاصلۀ ما با بصره، مهم‌ترین شهر جنوبی عراق که معادل خرمشهر و آبادان است، بیش از ۲۰ کیلومتر است.

بنابراین وقتی ما و عراق در مرزهای خود باشیم، آن‌ها با یک خمپارۀ ۶۰ هم می‌توانستند از آن سوی اروندرود خرمشهر را نا امن کنند اما ما با توپ‌های برد بلند هم نمی‌توانستیم بصره را هدف قرار دهیم.

این موازنۀ پدافندی، درست نبود. مَثَل ما، مانند کسی است که پای دامنۀ کوه، با خود قله فاصلۀ کمی دارد، اما آن کسی که روی قله است با یک سنگ کوچک هم می‌تواند مرتب او را اذیت کند و اصلاً لازم نیست سلاح خاصی به کار گیرد؛ لذا ما در خرمشهر به مرز رسیده بودیم اما دشمن در برخی مناطق روی ارتفاعات بود و ما پای این دامنه بودیم.

 

 

مسئلۀ دیگر که از همه مهم‌تر است، این بود که اصلاً پیشنهاد صلحی به ایران داده نشد. همۀ کسانی که ادعا می‌کنند بعد از آزادی خرمشهر، ایران پیشنهاد صلح را رد کرده، آگاهانه یا ناآگاهانه دروغ می‌گویند. تا پنج سال بعد -یعنی قطعنامۀ ۵۹۸- هیچ پیشنهاد صلحی به ایران داده نشد. قطعنامۀ ۵۹۸ اولین [و آخرین] قطعنامه‌ای است که رنگ و بوی صلح دارد. چرا؟ زیرا تا آن موقع تنها چیزی که به ایران پیشنهاد می‌دادند آتش‌بس بود.

 

آتش‌بس و صلح در حقوق بین‌الملل کاملاً تعریف مشخصی دارد و با هم متفاوت است. آنچه تا پیش از قطعنامۀ ۵۹۸ به ایران پیشنهاد شده بود، آتش‌بس بود، نه صلح؛ و آتش‌بس ممکن است یگ جنگ را بیست سال طولانی کند. مثل آتش‌بسی که بین سوریه و رژیم صهیونیستی برقرار شد. الآن پنجاه سال است که این دو با هم آتش‌بس دارند، ولی در این مدت سه بار بین آن‌ها جنگ در گرفته است. آخرین جنگی که بین اسرائیل و سوریه واقع شد، آن‌چنان بود که همۀ دمشق توسط هواپیماهای رژیم صهیونیستی کوبیده شد.

 

این‌ها می‌خواستند بعد از آزادی خرمشهر، جنگ چهل سال دیگر بین ما و عراق طول بکشد و دست ما را بین سنگ آتش‌بس نگه دارند. پس این به نفع ما نبود و جنگ باید زودتر تمام می‌شد. بنابراین جنگ بعد از آزادی خرمشهر برای برقراری صلح ادامه یافت. جنگ بعد از خرمشهر جنگ برای صلح بود. البته این در حداقل مطالبات قرار داشت. امام(ره) و فرماندهان و رزمندگان به بیش از این فکر می‌کردند، اما در حداقل و کف پیروزی ما، رسیدن به صلح شرافتمندانه قرار گرفته بود و سیاسیون هم همین را از ما می‌خواستند و ما همیشه در همین چارچوب عمل می‌کردیم.

هر چند آرزوی ما سقوط صدام بود اما هیچ‌گاه دولت و مسئولان برای سقوط صدام برنامه‌ریزی نکرده بودند. چرا؟ چون ما نمی‌توانستیم بدون ارادۀ ملی در این خصوص برنامه‌ریزی کنیم. ما فرماندهان جنگ بودیم و بر اساس طرح‌هایی که تصویب می‌شد، عملیات‌ها را سازماندهی می‌کردیم.”

 

 

 

[جنگ به روایت فرمانده: درس‌گفتارهای جنگ، دکتر محسن رضایی میرقائد، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، صص۲۱۳-۲۱۵]

 

 

 

 

پی‌نوشت:

۱- دشمن در ابتدای جنگ حدود ۱۵۰۰۰ کیلومتر مربع از سرزمین ایران را به اشغال درآورد اما طی هشت ماه حدود دو سوم آن آزاد شد و از ۵۰۰۰ کیلومتر مربع باقی مانده، دشمن از ۲۵۰۰ کیلومتر مربع آن عقب‌نشینی کرد و درنتیجه ۲۵۰۰ کیلومتر مربع دیگر از جمله مناطق فکه، ارتفاعات حمرین، نفت شهر، خسروی و ارتفاعات آق‌داغ و چاه‌های نفتی سمیده و بیات همچنان در اشغال دشمن ماند.

 

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) اشاره‌ای به نامه‌هایی که نوشته شد

(+) پس از شکست در این دو حمله بود که صدام قطعنامۀ ۵۹۸ را پذیرفت

(+) مساحتی که اشغال شد، مساحتی که اشغال ماند

(+) انتقادهای محسن رضایی به مسؤولین ِ سیاسی ِ جنگ

(+) هزینه‌های ارزی جنگ تحمیلی

(+) عنایت خداوند در عملیات مرصاد

(+) محسن رضایی: قطعنامۀ ۵۹۸ در اثر مذاکرات دیپلماتیک بدست نیامد بلکه ما به زور سلاح در عملیات کربلای ۴ و ۵ آن را از شورای امنیت گرفتیم

عملیات کربلای۴؛ (۲) و (۱)

ماجرای مک‌فارلین (۲) و (۱)

(+) برخی اختلافات سپاه و ارتش

(+) جنگ جنگ تا؟

(+) قریب به ۲۵۲ بار از سلاح شیمیایی علیه رزمندگان و مردم غیر نظامی استفاده کرد

(+) دورانِ عدم‌الفتح

(+) فرمان‌ده‌های سپاه

(+) پیش‌روی در خاک عراق، جزو اهداف عملیات بیت‌المقدس بود

مسألۀ پایان جنگ(۲): نظریۀ ۶+۲

(+) اولین عملیات‌های ایران به ره‌بری بنی‌صدر

(+) ما همۀ سرزمین‌هایی را که ایران با زور تصرف کرده بود، دوباره پس گرفتیم!

مسألۀ پایان جنگ(۱): این طور نیست که پایان جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر مطرح شده باشد

جمهوری اسلامی و حزب دموکرات کردستان (۲) و (۱)

(+) بی‌کفایتی دولتِ موقت دربارۀ قراردادهای تسلیحاتی ایران

(+) تجاوزهای ثبت‌شدۀ عراق، پیش از جنگ تحمیلی

(+) ستاد جنگ‌های نامنظم

(+) بسیج ِ بنی‌صدر!

(+) توده‌ای‌ها می‌خواستند به سفارت امریکا حمله کنند

(+) پیش‌روی با استفاده از قاچاق‌چی‌های عرب

(+) پیش‌روی با استفاده از مُقَنی‌های یزدی

کودتای شبکۀ نقاب (۲) و (۱)

 

 

موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: یکشنبه، ۲۸ اردیبهشت ، ۱۳۹۳

 
 
 
 
 
 

 

لطفاً برای ارسال پیام غیر مرتبط با این یادداشت از صفحۀ تماس با من استفاده کنید.

 
 

 
 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.